تبلیغات
░▒▓╢♥ عشق من ♥╟▓▒░

░▒▓╢♥ عشق من ♥╟▓▒░

تو فقط از ان منی... (پست ثابت)

چِقَدر زیباست حِس ِ با تو بودَن

 

حِس ِ تو را داشتَن

 

حِس ِ خودخواهی بَرایِ تو

 

آری...

 

مَن تو را فَقَط بَرایِ خود میخواهَم

 

مَن حِسادَت میکُنَم حَتی به مورچه هایی که اَز کِنارَت میگُذَرَند

 

آری...

 

مَن خَسیسَم...مَن تو را با هیچکَس وَ هیچ چیز شَریک نِمیشَوَم

 

چِقَدر زیباست این خَسیس بودن بَرایِ تو...

 

پسَ بِدان ، تو فَقَط اَز آنِ مَنی!!

 

بِدان، تو را به هیچکَس حَتی بَرایِ ثانیه ای قَرض نِمیدَهَم

 

بِدان، آغوشَت فَقَط جایگاهِ  مَن اَست!!

                                                                 

 


Top Blog
وبلاگ برتر در تاپ بلاگر

گالری عکس پیکفا



+ نوشته شده در یکشنبه 8 آبان 1390 ساعت 08:42 ق.ظ توسط رسوب یه عشق کهنه | نظرات()



عشق...

آرام باش ،ما تا همیشه مال همیم ، همیشه عاشق و یار همیم

   آرام باش عشق من ، تو تا ابد در قلبمی ، تو همه ی وجودمی
بیا در آغوشم ، جایی که همیشه آرزویش را داشتی ، جایی که برایت سرچشمه آرامش است
آغوشم را باز کرده ام برایت ، تشنه ام برای بوسیدن لبهایت
بگذار لبهایت را بر روی لبانم ، حرفی نمیزنم تا سکوت باشد بین من و تو و قلب مهربانت
خیره به چشمان تو ، پلک نمیزنم تا لحظه ای از دست نرود تصویر نگاه زیبای تو
دستم درون دستهایت ، یک لحظه رها نمیشود تا نرود حتی یک ذره از گرمای دستان لطیف تو
محکم فشرده ام تو را در آغوشم ، آرزو میکنم لحظه مرگم همینجا باشد ، همین آغوش مهربانت
چه گرمایی دارد تنت عشق من ، رها نمیکنم تو را تا همیشه باشی در کنار قلب من
قلب تو میتپد و قلب من با تپشهای قلبت شاد است ، هر تپشش فریاد عشق و پر از نیاز است
آرامم ، میدانم اینک کجا هستم ، همانجایی که همیشه

آرزویش را داشتم ،همانجایی که انتظارش را میکشیدم و هر زمان خوابش را میدیدم آن خواب  برایم یک رویای شیرین بود….
در آغوش عشق ، بی خیال همه چیز

نه میدانم زمان چگونه میگذرد و نه میدانم در چه حالی ام
تنها میدانم حالم از این بهتر نمیشود ، دنیای من از این عاشقانه تر نمیشود
گرمای هوس نیست این آتش خاموش نشدنی آغوش پاکت
عشق است که اینک من و تو را به این حال و روز انداخته

عشق است که اینک ما را به عالمی دیگر برده ، عشق است که من و تو را نمیتواند از هم جدا کند هیچگاه
خیلی آرامم ، از اینکه در آغوشمی خوشحالم




+ نوشته شده در چهارشنبه 14 دی 1390 ساعت 02:58 ب.ظ توسط رسوب یه عشق کهنه | نظرات()



سینه ام...

درسینه ام جایگاهی است      
                نامت را حک کردم
               هر روز تو را می بوسم
              و می بویم
               و عاشقانه، چشمهایت را نگاه می کنم
              دنیایی ساخته ام
             خانه ای بر بلندای محبت
                     رشته های مهر پیچکهایش       
               گلدان هایی پر از گلهای سرخ
         و تو
           تنها معبود خانه‌کوچک من
             خانه ای که به وسعت سرسبزی کوهساران است
                 و من در کنار چشمه ساران محبت
               دستانت را می فشارم
               من فردای امید را با چشمانی مشتاق مینگرم



+ نوشته شده در سه شنبه 13 دی 1390 ساعت 04:58 ب.ظ توسط رسوب یه عشق کهنه | نظرات()



عشق من ...

وقتی كسی رو دوست داری  حاضری جون فداش كنی

حاضری دنیا رو بدی  فقط یك بار نگاهش كنی

به خاطرش داد بزنی  به خاطرش دروغ بگی

رو همه چیز خط بكشی  حتی رو برگه زندگی

وقتی كسی تو قلبته  حاضری دنیا بد باشه 

فقط اونی كه عشقته عاشقی رو بلد باشه

قیده تمومه دنیا رو به خاطره اون میزنی

خیلی چیزا رو میشكنی تا دله اونو نشكنی

حاضری بگذری از دوستایه امروز و قدیم

اما صداشو بشنوی شب از میون دو تا سیم

حاضری قلبه تو باشه پیشه چشایه اون گرو

فقط خدا نكرده اون یك وقت بهت نگه برو

حاضری حرفه قانون رو ساده بزاری زیر پات

به حرفه اون گوش بدیو به حرفه قلبه با وفات

وقتی بشینه به دلت از همه دنیا میگذری

تولد دوبارته اسمشو وقتی میبری

حاضری جونت رو بدی ، یه خار تویه دستشم نره

حتی یه ذره گردو خاك مبادا تو چشاش بره

وقتی كسی تو قلبته یك چیزه قیمتی داری

دیگه به چشمات نمیاد اگر كه ثروتی داری

نزار كه از دستت بره این گنجه خیلی قیمتی



+ نوشته شده در سه شنبه 13 دی 1390 ساعت 09:45 ق.ظ توسط رسوب یه عشق کهنه | نظرات()



اغوشت...

ســــرمـ را کـــــه تــکـــیــه می د ـهـــم بـه ســـیــنــه اَت


                  هـــمــــه ی ِ کــــوه ـهـــا کـــــم مــی آورنــــــ َـــد

          اَمنــــ ِ آغــوشــــ ِ تــــوســـتـــ

             کــــــه بــــهــــانـــه ایــــی مــــی شـــوَد
 
                     بـــــرای ِ ـهـــــزار بـــــاره پـــــیــــــدا شــــــدن در حـــریــــمـ َـــت




+ نوشته شده در دوشنبه 12 دی 1390 ساعت 09:55 ق.ظ توسط رسوب یه عشق کهنه | نظرات()



یاد تو ...

چقدر زیباست...

وقتی چشمانم را میبندم....

وجودم لبریز از عشق تو میشود.....

وای که چقدر دلم برلیت تنگ است.....

مهربانم: هنوز هم گرمی دستانت را یادم هست....

...عشق من: هنوز هم لب های قرمزت را یادم هست

هنوز هم طنین صدایت نوازشگر دلتنگیهایم هست...

هنوز به یادتم....چون هر لحظه احساست در من است....

میدانم تا تورا دارم غمی نیست...

راستی تو هم به یادمی؟؟

میدانم به یادمی... چون دوستت دارم... دوستم داری....

پس تا ابد محتاج تو هستم مبادا فراموشم کنی.....



+ نوشته شده در یکشنبه 11 دی 1390 ساعت 02:26 ب.ظ توسط رسوب یه عشق کهنه | نظرات()



بغلم کن...

بغلـــــــــــــــــــــــم کن عشق خوبــــــــــــم

بـــــــــــــــــــزار حس کنم تنــــــــــــــــت رو

از حــــــــــــــــرارتت بمیرم بگیرم عطر تنت تو

واسه من آغــــــــــوش گرمت تنها جای امن

دنـــــــــــــــــیـــــــــــــــــــــــــــــاس

ساز آشنای قلبت خوشترین آهنگ دنیـــــــــــاس

منو که بغل می گیــــــــــــری گم میشم تو شهر رویا

بند میاد نفس تو سینــــــــــــــه ام

مثل لیلـــــــــــــی پیش مجنـــــــــــــون

به تو شفاف و برهنه دل سپردم بی محـــــــــــابا

بغلـــــــــــــم کن تا نمیرم بی تو تو دستای سرما

مثل دامن فرشتــــــــــــه شب ما قدیش و پاکـــــه

ســـــــــــر بزارم روی شونه ات با نفس هات خو بگیرم

جز سر انگشتای گرمت تن من عشقی ندیــــــــــــده

دست بکش رو گونه ی من منو خواب کن تا سپیده



+ نوشته شده در جمعه 9 دی 1390 ساعت 11:31 ق.ظ توسط رسوب یه عشق کهنه | نظرات()



دوست داااااااااااااااااارم...

تو نبودی و در نهان خانه دلم جایت خالی بود

تو نبودی و باز به تو وفادار بودم

تو نبودی و جز تو هیچ كس را به حریم قلبم راه ندادم

و تو آمدی.از دوردستها

از سرزمین عشق

تو مرا با عشق آشنا كردی

تو مفهوم عاشق بودن را به من آموختی

با تو كامل شدم

با تو بزرگ شدم

با تو الفبای عشق را اموختم

ندای قلب عاشقم را به گوش همه رساندم

به تو و كلبه عشقمان بالیدم

تو نیمه گمشده ام شدی

حال كه اینچنین شیفته توام باش تا در كنارت آرامش بیابم

حتی برای لحظه ای از من جدا نشو

بدون تو دستم سرد است

بدون تو آغوشم تهی و لبریز درد است

به حرمت عشقمان

به حرمت لحظات زیبایمان

مرو كه بی تو من هیچم

بمان با من.....

بدان كه تا ابد نام تو بر قلبم حك شده

بدان كه عشقمان همیشه پاك خواهد ماند

به وفایم ایمان داشته باش



+ نوشته شده در جمعه 2 دی 1390 ساعت 07:14 ب.ظ توسط رسوب یه عشق کهنه | نظرات()



دوستت دارم ...




برای مشاهده به ادامه مطلب بروید

ادامه مطلب

+ نوشته شده در جمعه 2 دی 1390 ساعت 12:39 ب.ظ توسط رسوب یه عشق کهنه | نظرات()



خیلی دوستت دارم بهترینم...

خدایا خیلی دلم واسش تنگ شده

یادش بخیر که کنارم بود ولی الان ازم دور شده

کاش که مثل قبلا بتونه هر لحظه و همیشه کنارم باشه

زندگی من بدون اون هیچه.تا حالا کسی رو اینجوری دوست نداشتم

ان شاء ا... روزی برسه که همیشه توی آغوشش باشم و همیشه کنارش باشم

خدایا میخوام توی آغوشش آرامش بگیرم و میخوام آخرین نفسم توی بغلش باشم

خدایا ازت میخوام کمکمون کنی و ما رو به هم برسونی

خدایا خیلی دوسش دارم خیلی عاشقشم

دوست داشتنم قابل توصیف نیست

همه عمرمی نفسمی عزیزترینمی

عشقم خیلی خیلی دوستت دارم و عاشقتم



+ نوشته شده در سه شنبه 29 آذر 1390 ساعت 08:00 ب.ظ توسط رسوب یه عشق کهنه | نظرات()



آغوشت...

خسته شدم می خواهم در آغوش گرمت آرام گیرم.خسته شدم بس كه از سرما لرزیدم... بس كه این كوره راه ترس آور زندگی را هراسان پیمودم زخم پاهایم به من میخندد...خسته شدم بس كه تنها دویدم... اشك گونه هایم را پاك كن و بر پیشانیم بوسه بزن... می خواهم با تو گریه كنم ... خسته شدم بس كه... تنها گریه كردم... می خواهم دستهایم را به گردنت بیاویزم و شانه هایت را ببوسم...خسته شدم بس كه تنها ایستادم

                        


+ نوشته شده در سه شنبه 29 آذر 1390 ساعت 06:55 ق.ظ توسط رسوب یه عشق کهنه | نظرات()



.: تعداد کل صفحات 18 :. [ ... ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ 8 ] [ 9 ] [ 10 ] [ ... ]