تبلیغات
░▒▓╢♥ عشق من ♥╟▓▒░ - دادگاه...

░▒▓╢♥ عشق من ♥╟▓▒░

دادگاه...

شاکی پرونده سلام ، درسته من متهمم
حتی برای متهم شدن پیش تو هم کمم 
چه ذوقی کردم ، شنیدم گفتی شکایت می کنی 
اما دلم گرفت که گفتی ، منو اذیت می کنی 
من تو رو اذیت می کنم ، منی که می میرم برات 
منی که تندی می شکنم زیر تولد نگات 
تو حکم من نوشته بود ، طبق مواد یک و بیست
تو روزگار من و تو این کارا عاقلانه نیست 
معلومه عاقلانه نیست ، عاشق که عاقل نمی شه 
ولی با این جواب من که حکمی باطل نمی شه 
شاکی محترم ، گلم ، بگو که زندونیم کنن 
بگو پیش پای چشات ، یک شبه قربونیم کنن 
بگو به افتخار تو ، بیان منو دار بزنن 
علت دیوونگیمو ، تو کوچه ها جار بزنن 
بگو که از رو قصمون کلی لالایی بسازن 
عکسای زیبا رو ولی اینجا و اونجا ، نندازن 
آخه حسودی می کنم ، بفهمن این راز و همه 
 فردا تقلب کنن از جنون این متهمه 
 دوس ندارم زیبای من از هر کسی شکی باشه
متهم اون نباید تو کره ی خاکی باشه 
شاکی من ، قانون می گه : به هر کی رو کنه جنون 
چون قانونو نمی شناسه ، دیگه نه تنبیه و نه اون 
متهمت ، اما می خواس ، شامل این بندا نشه 
به خاطر همین داره ، بارای عقلو می کشه 
نشسته تنها ، این گوشه ، بدون حامی و وکیل 
کلی خوشش اومده از عشق تو وجرم و دلیل 
خوب می دونه اگه وکیل ببنده این پرونده رو
می چینه از لبای تو گلای سرخ خنده رو 
درسته که عاشقتم ، اما مگه من دیوونم 
خنده رو از تو بگیرم ، که بی چشات نمی تونم 
خلاصه که شاکی ماه ، صاحب پرونده ی من 
خاطره ی گذشته هام ، مالک اینده ی من 
متهمت قصدی نداشت ، عاشقیشو به دل نگیر



+ نوشته شده در دوشنبه 26 دی 1390 ساعت 05:35 ب.ظ توسط رسوب یه عشق کهنه | نظرات()